تبریک به مادر خوبیها

 

 



موضوعات مرتبط: مناسبت ها
[ شنبه 30 فروردين 1388 ] [ 4:14 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

روز زن

شناخت حق مادر

 

امام سجّاد عليه السلام:

وَ أمّا حَقُّ اُمِّكَ فَأنْ تَعلَمَ أنَّها حَمَلَتكَ حَيثُ لايَحتَمِلُ

أَحَدٌ أَحَدا و أعطَتْكَ مِن ثَمَرَةِ قلب‌ها مالا يُعطِي أحَدٌ أحَدا؛

حقّ مادرت بر تو اين است كه بدانى او تو را در جايى حمل كرده است

كه هيچ كس ديگرى را حمل نمی‌کند و از ميوه دلش آن به تو داد

كه هيچ كس به ديگرى نمی‌دهد.

 

امالى صدوق ، ص۴۵۳ / آينه يادها : ص 178



موضوعات مرتبط: مناسبت ها
[ شنبه 30 فروردين 1393 ] [ 4:0 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

سال نو مبارک

 

 



موضوعات مرتبط: مناسبت ها
[ یک شنبه 3 فروردين 1388 ] [ 12:49 قبل از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

عیدانه



موضوعات مرتبط: مناسبت ها
[ شنبه 2 فروردين 1388 ] [ 12:0 قبل از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

فاطمه، فاطمه است

 خواستم بگويم، فاطمه دختر خديجه‌‌ي بزرگ است.
ديدم فاطمه نيست.
خواستم بگويم که فاطمه دختر محمد است.
ديدم که فاطمه نيست.
خواستم بگويم که فاطمه همسر علي است.
ديدم که فاطمه نيست.
خواستم بگويم که فاطمه مادر حسين است.
ديدم که فاطمه نيست.
خواستم بگويم، که فاطمه مادر زينب است.
باز ديدم که فاطمه نيست.
نه، اين‌ها همه هست و اين همه فاطمه نيست.
فاطمه، فاطمه است

دکتر علی شریعتی



موضوعات مرتبط: مناسبت هابا دکتر شریعتی
[ شنبه 24 اسفند 1392 ] [ 5:48 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

در سوگ مادر



موضوعات مرتبط: مناسبت ها
[ جمعه 23 اسفند 1392 ] [ 11:22 قبل از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

غروب جمعه

چه می‌شود که مرا هم به آسمان ببری؟ 

به میهمانی سبز فرشتگان ببری 

چه می‌شود که در این قحط عشق و شربت و شعر

مرا به کشف غزل‌های مهربان ببری 

چه می‌شود که در این ابتدای راه، مرا

به روزهای خوش آخرالزّمان ببری؟ 

چه می‌شود که همین‌جا مدینه‌ات باشد 

تو هم برای یتیمان، شبانه، نان ببری؟ 

چه می‌شود که بیایی از این به بعد مرا

به عمق حادثه، آن سوی امتحان ببری؟ 

چه می‌شود که مرا مثل عاشقان خودت

سه‌شنبه‌های اجابت، به جمکران ببری؟



موضوعات مرتبط: مناسبت ها
[ جمعه 25 بهمن 1392 ] [ 5:52 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

به مناسبت چهلمین روز دوست سفر کرده

 حسرت همیشگی

حرفهای ما هنوز ناتمام ...

تا نگاه میکنی
وقت رفتن است

باز هم همان حکایت همیشگی !

پیش از آن که با خبر شوی !

لحظه عزیمت تو ناگزیز میشود
آی ...
ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان
چقدرزود 

دیر میشود !

شعر :زنده یاد قیصر امین پور

 

 

 



موضوعات مرتبط: مناسبت ها
[ سه شنبه 15 بهمن 1392 ] [ 8:29 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

آغاز امامت امام زمان (عج) مبارک باد

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی
آغاز ولایتعهدی جان جهان مبارک باد

بیا عصاره حیدر، بیا چکیده ی زهرا
بیا که بوی رسولی ، بیا که نور خدایی

شب غریبی مان می شودبه یاد تو روشن
تویی که در همه شبها چراغ خانه مایی

بیا دو باره پاک کن زجاده ها غبار را
به عاشقان نوید ده رسیدن بهار را!

تمام لحظه های من فدای یک نگاه تو
بیا و پاک کن زدل حدیث انتظار را !



- منبع: آغاز امامت امام زمان (عج) مبارک باد | آسمونی h



موضوعات مرتبط: مناسبت ها
[ جمعه 20 دی 1392 ] [ 2:43 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

حاج غلامرضا آذریان به سوی محبوب پر کشید





یا ایتهاالنفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی وادخلی جنتی

حاج غلامرضا آذریان به سوی محبوب پر کشید

ایشان مدیر سابق دبیرستان نمونه دولتی الهادی (ع) شهرستان شوشترویکی از مومنین مخلص وبی ادعای منطقه فرهنگ شهر بود که عمر ی در خدمت به دانش آموزان این شهرستان تلاش بی وقفه وبی ریا از خود نشان داد امروز جمعه90/10/13در سن 56سالگی دعوت حق را لبیک گفت وبه دیدار معشوق شتافت وخلقی را در ماتم خود داغدار کرد.

مراسم تشیع پیکر مرحوم روز یکشنبه92/10/15 ساعت 2/5 بعدازظهر از درب مسجد علامه شیخ فرهنگشهر بطرف مقام صاحب الزمان برگزار خواهد شد

جامعه فرهنگیان شوشتر واهالی منطقه فرهنگ شهر ونمازگزاران مسجد علامه شیخ ضمن اعلام همدردی این مصیبت بزرگ را به خانواده محترم آذریان وفرزندان برومندش تسلیت می گویندوبرای بازماندگان آرزوی صبر واجر عظیم دارند.



 



موضوعات مرتبط: مناسبت ها
[ جمعه 13 دی 1392 ] [ 10:50 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

عید غدیر خم

 



موضوعات مرتبط: مناسبت ها
[ سه شنبه 30 مهر 1387 ] [ 10:52 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

 

 



موضوعات مرتبط: مناسبت ها
[ چهار شنبه 24 مهر 1392 ] [ 3:14 قبل از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

هفته دفاع مقدس گرامی باد



موضوعات مرتبط: مناسبت ها
[ شنبه 30 شهريور 1392 ] [ 9:33 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

میلاد امام مهربانیها مبارک



موضوعات مرتبط: مناسبت ها
[ سه شنبه 26 شهريور 1387 ] [ 1:51 قبل از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

میلاد امام هشتم مبارک

زائری بارانی ام ، آقا به دادم می رسی؟
بی پناهم خسته ام، تنها، به دادم می رسی؟
گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگی ام
ضامن چشمان آهوها، به دادم می رسی؟
از کبوترها که می پرسم نشانم می دهند
گنبد و گلدسته هایت را، به دادم می رسی؟
ماهی افتاده بر خاکم لبالب تشنگی
پهنه آبی ترین دریا، به دادم می رسی؟
ماه نورانی شب های سیاه عمر من
ماه من ، ای ماه من، آیا به دادم می رسی؟
من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام
هشتمین دردانه زهرا، به دادم می رسی؟
باز هم مشهد ، مسافرها، هیاهوی حرم
یک نفر فریاد زد: آقا به دادم می رسی؟



موضوعات مرتبط: مناسبت ها
[ شنبه 23 شهريور 1392 ] [ 11:45 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

پیام



موضوعات مرتبط: مناسبت ها
[ شنبه 16 شهريور 1392 ] [ 11:57 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

السلام علیک یا کریمه اهل بیت،حضرت معصومه سلام الله علیها

السلام علیک یا کریمه اهل بیت،حضرت معصومه سلام الله علیها

 



موضوعات مرتبط: مناسبت ها
[ جمعه 15 شهريور 1392 ] [ 6:51 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

به بهانه روز دختر



موضوعات مرتبط: مناسبت ها
[ جمعه 15 شهريور 1387 ] [ 6:40 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]



موضوعات مرتبط: مناسبت ها
[ دو شنبه 11 شهريور 1392 ] [ 1:39 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

در سوگ امام صادق(ع)

 چشم اشكبار


زین ماتمى كه چشم ملایك ز خون، ترست 
گویا عزاى صادق آل پیمبرست



یا رب چه روى داده، كزین سوگ جانگداز 
خلقی پریش خاطر و دل‎ها پر آذرست 


مُلك و مَلَك به ناله و افغان و اشك و آه 
چون داغدار، حضرت موسى بن جعفرست 


‎خون مى‎رود ز فرط غم از چشم شیعیان 
زیرا كه قلب عالم امكان مكدَّرست 


منصور، شاد گشت ز قتل خدیو دین 
اما به خُلد، غم زده زهراى اطهرست 


او گرچه كشت خسرو دین را ولى به دهر 
نامش به ننگ تا به ابد ثبت دفترست 


تن در نداد بر سنم و این كلام نغز 
بر پیروان حقّ و عدالت مقرّرست 


آزادْمرد، تن به زبونى نمی‎دهد ‎ 
مرگ از حیات در نظر مرد خوشترست 


تنها نه اشكبارْ چشم «صفا» زین عزا بود 
دل‎هاى شیعیان همه از غم مكدّرست 


على سهرابى تویسركانى «صفا»



موضوعات مرتبط: مناسبت ها
[ دو شنبه 11 شهريور 1392 ] [ 1:29 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

مناظره پزشکی امام صادق با طبیب هندی(لطفا از دست ندهید)

مناظره پزشکی امام صادق با طبیب هندی(لطفا از دست ندهید)

 روزى امام صادق عليه السلام به مجلس منصور دوانيقى وارد شد. طبيب هندى كنار خليفه نشسته بود.
او كتاب‎هايى كه در موضوع «علم طب » نگاشته شده بود را براى خليفه مى خواند تا ضمن سرگرم ساختن او بر معلومات خليفه بيفزايد.

امام صادق عليه السلام در گوشه ى مجلس نشست. بارانى از هيبت و ابهت از چهره حضرت مى باريد. 
مدتى گذشت. 
هنگامى كه طبيب از خواندن كتاب‎ها فارغ شد، نگاه اش به امام صادق عليه السلام دوخته شد.
لحظاتى مشغول تماشاى سيماى حضرت شد. ابهت و صلابت امام تنش را لرزاند. نگاه اش را به سوى خليفه برگرداند و با اين سؤال سكوت را شكست:

- اين مرد كيست؟

- او عالم آل محمد(صلي الله عليه و آله) است.

- آيا ميل دارد از اندوخته هاى علمى من بهره مند گردد؟

- نگاه خليفه روى امام قرار گرفت. قبل از اين كه چيزى بگويد،امام لب به سخن گشود:

- نه!

- طبيب كه از پاسخ امام شگفتش زده بود، پرسيد:

- چرا؟

- چون بهتر از آنچه تو دارى، در اختيار دارم.


- چه چيز در اختيار دارى؟

- گرمى را با سردى معالجه مى كنم و سردى را با گرمى، رطوبت را با خشكى درمان مى كنم و خشكى را با رطوبت و آنچه را كه پيامبر اسلام(صلي الله عليه و آله) فرموده به كار مى بندم و نتيجه كار را به خداوند وامى گذارم.
سپس به سخن جدش رسول الله اشاره كرده، افزود: «معده خانه هر بيمارى و پرهيز، سر هر درمان است.»

طبيب هندى براى اين كه سخنان امام را سبك جلوه دهد، پرسيد:

- مگر طب غير از اين ها است كه گفتى؟!

- امام فرمود:

گمان مى كنى من مثل تو اين ها را از كتاب‎هاى طبى آموخته ام؟!

- حتما، غير از اين، راهى براى فراگيرى علم طب وجود ندارد.

- نه، به خدا سوگند، جز از خداوند، از ديگرى نياموخته ام. اكنون بگو كدام يك از من و تو در علم طب داناتريم؟

- كار من طبابت است و حتما در طب از شما عالم ترم.

- پس لطفا به سوال‎هايم پاسخ گوييد.

- بپرسيد.

- چرا سر آدمى يك پارچه نيست و از قطعات مختلف به وجود آمده است؟

- نمى دانم.

- چرا پيشانى مانند سر انسان از مو پوشيده نيست؟

- نمى دانم.

چرا بر روى پيشانى خطوط مختلفى نقش بسته است؟

- نمى دانم.

چرا ابروها در بالاى ديدگان انسان قرار گرفته است؟

- نمى دانم.

- چرا چشم‎هاى انسان به شكل لوزى ساخته شده است؟

- نمى دانم.

چرا بينى ميان دو چشم قرار گرفته است؟

- نمى دانم.

- چرا سوراخ‎هاى بينى در زير آن خلق شده است؟

- نمى دانم.

چرا لب فوقانى و سبيل در قسمت بالاى دهان آفريده شده است؟

- نمى دانم.

چرا دندان‎هاى جلو، تيز و دندان‎هاى آسياب، پهن و دندان‎هاى انياب (نيش)، دراز آفريده شده است؟

- نمى دانم.

چرا كف دست و پا، مو ندارد؟

- نمى دانم.

چرا مرد ريش دارد ولى زن فاقد ريش است؟

- نمى دانم.

چرا ناخن و موهاى سر انسان روح ندارند؟

- نمى دانم.

- چرا قلب، صنوبرى شكل آفريده شده است؟

- نمى دانم.

چرا ريه در دو قسمت آفريده شده و در جاى خود متحرك است؟

- نمى دانم.

- چرا كليه ها مانند لوبيا خلق شده اند؟

- نمى دانم.

چرا كاسه زانوها رو به جلو قرار دارد؟

- نمى دانم.

-چرا ميان كف پا، گود است و با زمين تماس ندارد؟

- نمى دانم.

- اى طبيب هندى! ولى من به فضل خداوند، به حكمت و پاسخ اين سوال‎ها آگاه ام.

طبيب كه چاره اى جز تسليم شدن نداشت، گفت:

- پاسخ‎ها را بگوييد تا بهره مند گردم.

آن گاه امام به ترتيب به يكايك سوال‎هاى مطرح شده، چنين پاسخ گفتند:

- به اين جهت سر از قطعات مختلف تشكيل شده و شكاف‎هايى برايش قرار داده شده است تا صداع (سردرد) آن را نيازارد.

- خداوند مو را بالاى سر رويانده تا به وسيله آن روغن لازم به مغز برسد و بخار مغز از طريق موها خارج شود.
همين طور، پوششى براى سرما و گرما باشد. ولى در پيشانى مو نيافريده تا چشم ها مزاحمى نداشته باشند و بتوانند به راحتى نور بگيرند.

ابروها را بالاى چشم قرار داد تا به اندازه كافى به چشم ها نور برسد و نيز از رسيدن نور زياد جلوگيرى كند. چون زيادى نور، چشم را آزار داده و زمينه معيوب شدن آن را فراهم مى سازد.

چشم ها به شكل لوزى آفريده شده تا داروهايى كه با سرمه استعمال مى شود، به آسانى وارد چشم شده، چرك و مرض به آسانى از آن به وسيله اشك خارج شود.

به اين جهت بينى را ميان دو چشم قرار داده است كه بينى نور را به دو قسمت مساوى تقسيم مى كند تا نور به طور اعتدال به چشم ها برسد.

- سوراخ‎هاى بينى را در پايين آن آفريده تا چرك هاى انباشته شده در مغز از اين سوراخ‎ها بيرون شده و بوهاى معطر كه به وسيله هوا متصاعد مى گردد، از آن، بالا رود.

- لب و سبيل را به اين جهت روى دهان قرار داده است تا از ورود كثافات دماغ به داخل دهان جلوگيرى كند. و نيز مانع آلوده شدن خوراكى ها گردد.

- دندان‎هاى جلو را تيزتر آفريده تا غذا را قطعه قطعه سازند.

دندان‎هاى آسياب را پهن خلق كرده تا غذا به وسيله آنها كوبيده و نرم گردند. دندان‎هاى انياب را درازتر آفريده تا ميان دندان‎هاى آسياب و دندان‎هاى پيشين، چون ستونى استوار باشند.

- كف دست و پاها مو ندارند تا بتوانيم اشياء را به وسيله آنها لمس نموده، از قوه لامسه به اندازه كافى استفاده نماييم.

براى مرد ريش قرار داده تا به پوشاندن صورت محتاج نباشد و نيز از زن بازشناخته گردد.

- به مو و ناخن هاى تن انسان روح نداده تا چيدن و بريدن آنها دردآور و ناراحت كننده نباشد.

- قلب، صنوبرى شكل آفريده شده است تا هنگام آويختگى، نوك باريكش وارد ريه شده و از نسيم آن خنك گردد و نيز مغز سر از حرارت آن آسيب نبيند.

- ريه را در دو قسمت آفريده تا قلب ميان فشارهاى آن دو (هنگام باز و بسته شدن) داخل شده و هوا بگيرد.

كليه ها مانند لوبيا ساخته شده اند، براى اين كه «منى » از كليه ها قطره قطره به سمت مثانه مى چكد. اگر كليه ها كروى و يا به شكل چهارگوش بودند، قطرات منى كه همواره در حال انبساط و انقباضند، به يكديگر برخورد كرده و در نتيجه هنگام خروج، موجب التذاذ نمى شدند.

- اين كه كاسه زانوها به سمت جلو قرار گرفته، به اين جهت است كه انسان رو به جلو حركت مى كند. سنگينى بدن انسان رو به جلو است. وقتى زانوها به عقب خم شوند، تعادل انسان حفظ شده، راه رفتن و حركات انسان ناموزون و لرزان نمى شود.

اين كه كف پاها را گود و قوسى مانند، خلق كرده به اين جهت است كه تمام كف پاها با زمين تماس پيدا نكند. زيرا اگر تمام كف پاها به زمين تماس پيدا كند، پا، چشم و اعصاب صدمه مى بينند.

طبيب كه تاكنون سكوت كرده و به سخنان امام گوش مى داد، با تعجب پرسيد:

- اين ها را از كجا مى دانى؟!

- از پدرانم فراگرفته ام؛ پدرانم از رسول خدا(صلي الله عليه و آله) آموخته اند؛ رسول خدا از جبرئيل و جبرئيل از خداوند متعال فرا گرفته است.

طبيب هندى كه چنين شخصيت علمى را در عمرش نديده بود، به فكر فرو رفت. آنگاه در حالى كه محو تماشاى سيماى امام بود، چنين لب به سخن گشود:

- تصديق مى كنم و شهادت مى دهم كه جز خداى يگانه، خدايى نيست و محمد(ص) فرستاده اوست. به خدا سوگند، تاكنون كسى را در طب، عالم تر از تو نديده ام.(1)

پى نوشت:

1- طب الصادق، تحقيق علامه عسكرى، ص 21، به نقل از بحارالانوار، ج 14، ص 478/ مناظرات علمى بين شيعه و سنى، ص 98، به نقل از طب الصادق، محمدعلى خليلى، ص 64.

منبع 

ماهنامه كوثر، ش 40
ميثم سنگچاركى



موضوعات مرتبط: مناسبت هاعترت
[ دو شنبه 11 شهريور 1392 ] [ 1:2 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

بمناسبت روز خبرنگار

 سخن بگو! 
 
 

آلپرن كوسگلو

 

 



موضوعات مرتبط: کاریکاتورمناسبت ها
[ جمعه 8 شهريور 1392 ] [ 12:22 قبل از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

8 شوال سالروز تخريب بقيع

جلوه جنّت به چشم خاکیان دارد بقیع
یا صفای خلوت افلاکیان دارد بقیع

گر حصار کعبه را جبریل دربانی کند
صد چو موسی و مسیحا پاسبان دارد بقیع

گرچه با شمع و چراغ این آستان بیگانه است
الفتی با مهر و ماه آسمان دارد بقیع

گر چه می تابد بر او خورشید سوزان حجاز
از پروبال ملائک سایبان دارد

این مبارک بقعه را حاجت به نور ماه نیست
در دل هر ذره، خورشیدی نهان دارد بقیع

 



موضوعات مرتبط: شعرمناسبت ها
[ جمعه 25 مرداد 1392 ] [ 4:54 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

شهادت یگانه مرد تاریخ



موضوعات مرتبط: مناسبت هارمضان
[ یک شنبه 6 مرداد 1387 ] [ 6:16 قبل از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

مناست ها



موضوعات مرتبط: مناسبت ها
[ شنبه 5 مرداد 1392 ] [ 7:42 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

معجزات و كرامات

 1- زنى كه خواست با پسر خود ازدواج كند  
اميرالمومنين عليه السلام به وشاء فرمود: به محلتان برو! زن و مردى را بر در مسجد مى بينى با هم نزاع مى كنند آنان را به نزد من بياور، وشاء مى گويد بر در مسجد رفتم ديدم زن و مردى با هم مخاصمه مى كنند، نزديك رفتم و به آنان گفتم اميرالمومنين شما را مى طلبد، پس همگى به نزد آن حضرت رفتيم .
على عليه السلام به جوان فرمود: با اين زن چكار دارى ؟
جوان : يا اميرالمومنين ! من اين زن را با پرداخت مهريه اى به عقد خود در آوردم و چون خواستم به او نزديك شوم ، خون ديد و من در كار خود حيران شدم . اميرالمومنين عليه السلام به جوان فرمود: اين زن بر تو حرام است و تو هرگز شوهر او نخواهى شد.
مردم از شنيدن اين سخن در اضطراب و تعجب شدند.
على عليه السلام به زن فرمود: مرا مى شناسى ؟
زن : نامتان را شنيده ، ولى تاكنون شما را نديده بودم .
على عليه السلام تو فلان زن دختر فلان و از نوادگان فلان نيستى ؟
زن : آرى ، بخدا سوگند.
حضرت امير: آيا به فلان مرد، فرزند فلان در پنهانى بطور عقد غير دائم ، ازدواج نكردى و پس از چندى پسر زاييدى و چون از عشيره و بستگانت بيم داشتى طفل را در آغوش كشيده و شبانه از منزل بيرون شدى و در محل خلوتى فرزند را بر زمين گذارده و در برابرش ايستاده و عشق و علاقه ات نسبت به او در هيجان بود،دوباره برگشتى و فرزند را بغل كردى و باز به زمين گذاردى و طفل ، گريه مى كرد و تو ترس رسوايى داشتى ، سگهاى ولگرد اطرافت را گرفته و تو با تشويش و ناراحتى مى رفتى و بر مى گشتى ، تا اين كه سگى بالاى سر پسرت آمد و او را گاز گرفت و تو بخاطر شدت علاقه اى كه به فرزند داشتى سنگى به طرف سگ انداخته سر فرزندت را شكستى ، كودك صيحه زد و تو مى ترسيدى صبح شود و رازت فاش گردد، پس برگشتى و اضطراب خاطر و تشويش فراوان داشتى ، در اين هنگام دست به دعا برداشته و گفتى : بار خدايا! اى نگهدارنده وديعه ها.
زن گفت : بله ، بخدا سوگند همين بود تمام سرگذشت من و من از گفتار شما بسى در شگفتم .
پس اميرالمومنين عليه السلام رو به جوان كرد و فرمود: پيشانيت را باز كن ، و چون باز كرد آن حضرت جاى شكستگى پيشانى جوان را به زن نشان داد و به او فرمود: اين جوان پسر توست و خداوند با نشان دادن آن علامت به او نگذاشت به تو نزديك گردد؛ و همان گونه از خدا خواسته بودى فرزندت را حفظ كند، او را برايت نگهداشت ، پس شكر و سپاس ‍ خداى را به جاى بياور

کتاب قضاوتهاى اميرالمومنين على عليه السلام

مولف : آيه الله علامه حاج شيخ محمد تقى شوشتری



موضوعات مرتبط: در محضر بزرگانمناسبت ها
[ شنبه 5 مرداد 1392 ] [ 4:11 قبل از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

امام علی (ع)سید اوصیا

 شهادت سيد اوصيا در سيد ماه ها
رسول خدا (ص) فرمود: سيد اوصياء در سيد ماه ها شهيد مى شود.
پرسيدم : يا رسول الله ! سيد اوصياء كيست و سيد ماه ها كدام است ؟
فرمود: سيد ماه ها ماه رمضان و سيد اوصياء تويى يا على

گريه پيامبر بر ضربت بر فرق على (ع
على بن ابيطالب فرمود: در زمان وفات پيامبر هنگامى كه من و فاطمه و حسن و حسين نزد رسول خدا (ص) بوديم آن حضرت به ما رو كرد و گريست .
من گفتم : چرا گريه مى كنيد يا رسول الله ؟
فرمود: مى گريم براى آن چه با شما مى شود.
گفتم : آن چه باشد يا رسول الله ؟
فرمود: گريه كنم از ضربتى كه بر فرق تو زنند و از سيلى كه بر صورت فاطمه زنند و از نيزه اى كه بر ران حسن زنند و زهرى كه به او نوشانند و از قتل حسين (ع) فرمود: همه اهل بيت گريستند، يا رسول الله خدا ما را نيافريده جز براى بلا.

فرموده : مژده گير اى على كه خداى عزوجل با من عهد كرده كه دوستت ندارد جز مؤ من و دشمنت ندارد جز منافق 

خبر از شقى ترين فر
روزى پيامبر (ص) به على (ع) فرمود:
يا على اشقى الاولين عاقر الناقة ، و اشقى الاخرين قاتلك - و فى رواية - من يخضب هذه من هذا.
((اى على ! شقى ترين پيشينيان همان كسى بود كه ناقه صالح را كشت ، و شقى ترين فرد از آخرين قاتل تو است - و روايتى آمده : و او كسى است كه اين را با آن رنگين كند (اشاره به اين كه محاسنت را با خون فرق سرت خضاب كند



موضوعات مرتبط: مناسبت هارمضان
[ شنبه 5 مرداد 1392 ] [ 3:41 قبل از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

مناسبت ها



موضوعات مرتبط: مناسبت هارمضان
[ شنبه 5 مرداد 1392 ] [ 3:36 قبل از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

مناسبت ها


میلادکریمه اهل بیت امام حسن مجتبی مبارک باد



موضوعات مرتبط: مناسبت ها
[ سه شنبه 1 مرداد 1392 ] [ 7:42 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

مناسبتها



موضوعات مرتبط: مناسبت ها
[ جمعه 28 تير 1392 ] [ 7:34 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

به بهانه روز حجاب

رخت ِ زیبای آسمانی را 
خواهرم با غروربر سر کن 
نه خجالت بکش نه غمگین باش
چادرت ارزش است باور کن 


بوی ِ زهرا و مریم و هاجر 

از پر ِ چادرت سرازیر است 
بشکند آن قلم که بنویسد: 
"دِمُدِه گشت و دست و پا گیر" است 


توی بال ِ فرشته ها انگار 
حفظ وقت ِ عبور می آیی
کوری ِ چشمهای بی عفت 
مثل یک کوه نور می آیی 



حفظ و پوشیده در صدف انگار
ارزش و شان خویش میدانی
با وقاری و مثل یک خورشید
پشت ِ یک ابر ِ تیره میمانی


خسته ای از تمام مردم شهر 
از چه رو این قدر تو غم داری؟ 
نکند فکر این کنی شاید 
چیزی از دیگران تو کم داری !!


قدمت روی شهپر جبریل 
هر زمانی که راه می آیی 
در شب ِ چادرت تو می تابی 
مثل یک قرص ِ ماه می آیی 


سمت ِ جریان ِ آبها رفتن
 
هنر ِ هر شناگری باشد 
تو ولی باز استقامت کن 
پیش ِ رو جای بهتری باشد


پر بکش سمت اوج میدانم 
که خدا با تو است در همه جا
 
پر بزن چادرت تو را بال است 
و بدان می برد تو را بالا 


در زمانی که شان و ارزش جز
به دماغ و لباس و ماشین نیست
توی چادر بمان و ثابت کن 
ارزش واقعی زن این نیست ...!!!



موضوعات مرتبط: مناسبت ها
[ سه شنبه 25 تير 1392 ] [ 6:57 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

به استقبال رمضان الکریم


انشالله با شروع ماه مبارک رمضان قصد دارم که دعای روزانه این ماه را به صورت تصویری درج کنیم با ما همراه باشید واز نظرات خوبتان ما بی بهره نگذارید



موضوعات مرتبط: مناسبت هارمضان
[ شنبه 15 تير 1387 ] [ 11:47 قبل از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

امشب 60 سال از عمرتان جلوتر بیفتید

امام جواد(ع) درباره اهمیت شب عید مبعث فرمود: «همانا در رجب، شبی است که بهتر از آنچه که بر آن آفتاب می‌‌تابد و به درستی که برای احیای این شب از سوی شیعه اجر عمل 60 سال حساب می‌شود».

 

در حالی به روزهای پایانی ماه رجب نزدیک می شویم که عید مبعث در روز بیست و هفتم این ماه اتفاق افتاده است، رویداد خجسته ای که جهان را تحت شعاع خود قرار داد و خداوند متعال با مبعوث کردن آخرین فرستاده خود، حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی(ص) راه سعادت و کمال بشریت را به آن نشان داد.

در این شب سراسر نور و معرفت اعمال مستحبی ذکر شده است که نشان از جایگاه والای شب بیست و هفتم رجب دارد، به گونه ای که شیخ طوسی در کتاب «مصباح» خود از حضرت جوادالائمه(ع) روایت می کند که فرمودند: «همانا در رجب شبی است که بهتر است از آنچه که بر آن آفتاب می تابد و آن شب بیست و هفتم رجب است که در صبح آن پیغمبر خدا(ص) به رسالت مبعوث شد و به درستی که از برای عامل در آن شب از شیعه ما اجر عمل شصت سال است».

اعمال شب عید مبعث

در ادامه روایت امام محمدتقی(ع) به اعمال مستحبی این شب اشاره می کنند و می فرمایند: چون نماز عشا را به جا آوردی و به رختخواب رفتی، پس هر ساعتی از شب تا نیمه شب که خواستی، بیدار می شوی و 12 رکعت نماز به جا می آوری و در هر رکعتی سوره «حمد» و سوره ای از سوره های کوچک مفصّل (از سوره محمد تا پایان قرآن) را می خوانی، پس چون در هر دو رکعتی سلام دادی و از نمازها فارغ شدی، بعد از سلام می نشینی و سوره «حمد» را هفت مرتبه و مُعَوَّذَتَیْن(ناس و فلق) را هفت مرتبه و سوره «توحید» و سوره «کافرون» هر کدام را هفت مرتبه و  سوره «قدر» و «آیة الکرسی» را هر کدام هفت مرتبه می خوانی و در عقب همه این دعا را بخوان:

«اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذی لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً وَلَمْ یَکُنْ لَهُ شَریکٌ فی الْمُلْکِ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیُّ مِنَ الذُّلِّ وَکَبِّرْهُ تَکْبیراً اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ بِمَعاقِدِ عِزِّکَ عَلَی اَرْکانِ عَرْشِکَ وَمُنْتَهَی الرَّحْمَةِ مِنْ کِتابِکَ وَبِاسْمِکَ الاْعْظَمِ الاْعْظَمِ الاْعْظَمِ وَذِکْرِکَ الاْعْلیَ الاْعْلیَ الاْعْلی وَبِکَلِماتِکَ التّامّاتِ اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَاَنْ تَفْعَلَ بی ما اَنْتَ اَهْلُهُ»، سپس هر دعایی را که خواستی بخوان، همچنین غسل در این شب مستحب است.

زیارت امیرالمؤمنین(ع) در شب بیست و هفتم رجب در نجف اشرف زیاد توصیه شده است، به گونه ای که افضل اعمال این شب دانسته شده است.

شیخ کفعمی در بلدالامین بیان کرده است که در شب مبعث این دعا را بخوانند: «اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ بِالتَّجَلِیِ الاْعْظَمِ فی هذِهِ اللَّیْلَةِ مِنَ الشَّهْرِ الْمُعَظَّمِ وَالْمُرْسَلِ الْمُکَرَّمِ اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَاَنْ تَغْفِرَ لَنا ما اَنْتَ بِهِ مِنّا اَعْلَمُ یا مَنْ یَعْلَمُ وَلا نَعْلَمُ اَللّهُمَّ بارِکْ لَنا فی لَیْلَتِنا هذِهِ الَّتی بِشَرَفِ الرِّسالَةِ فَضَّلْتَها وَبِکَرامَتِکَ اَجْلَلْتَها وَبِالْمَحَلِّ الشَّریفِ اَحْلَلْتَها.... اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَاجْعَلِ الْیَقینَ فی قَلْبی وَالنُّورَ فی بَصَری وَالنَّصیحَةَ فی صَدْری وَذِکْرَکَ بِاللَّیْلِ وَالنَّهارِ عَلی لِسانی وَرِزْقاً واسِعاً غَیْرَ مَمْنُونٍ وَلا مَحْظُورٍ فَارْزُقْنی وَبارِکْ لی فیما رَزَقْتَنی وَاجْعَلْ غِنایَ فی نَفْسی وَرَغْبَتی فیما عِنْدَکَ بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ»

پس به سجده برو و 100 مرتبه بگو: «اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذی هَدانا لِمَعْرِفَتِهِ وَخَصَّنا بِوِلایَتِهِ وَوَفَّقَنا لِطاعَتِهِ شُکْراً شُکْراً»

پس سر از سجود بردار و بگو:«اَللّهُمَّ اِنّی قَصَدْتُکَ بِحاجَتی وَاعْتَمَدْتُ عَلَیْکَ بِمَسْئَلَتی وَتَوَجَّهْتُ اِلَیْکَ بِاَئِمَّتی وَسادَتی اَللّهُمَّ انْفَعْنا بِحُبِّهِمْ وَاَوْرِدْنا مَوْرِدَهُمْ وَارْزُقْنا مُرافَقَتَهُمْ وَاَدْخِلْنَا الْجَنَّةَ فی زُمْرَتِهِمْ بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ».

اعمال روز عید مبعث

برای روز بیست و هفتم رجب که روز مبعث است، در روایتی از امام صادق(ع) به عنوان شریف ترین اعیاد یاد شده است، با این وجود برای این روز، اعمالی ذکر شده است:

غسل کردن در این روز مستحب است.

روزه، این روز در میان روزهای سال یکی از چهار روزی است که روزه گرفتن آن فضیلت بسیار دارد و پاداش فراوانی برای آن نقل شده است، در روایتی از امام صادق(ع) آمده است: هر کس در روز بیست و هفتم رجب روزه بگیرد، خداوند برای او پاداش روزه هفتاد سال را می نویسد.

زیاد صلوات فرستادن، همچنین در روایتی از امام صادق(ع) نقل شده است که: در این روز روزه می گیری و بر محمد و آلش زیاد صلوات می فرستی.

زیارت رسول خدا (ص) و امیرمؤمنان(ع) است.

12 رکعت نماز است، از «ریّان بن صلت» نقل شده است که هنگامی که امام محمّد تقی(ع) در بغداد بود، روز نیمه رجب و روز بیست و هفتم رجب را روزه می گرفت و همه ملازمان و یاران آن حضرت نیز روزه گرفتند.

آنگاه به ما فرمودند: 12 رکعت نماز به جا آوریم،(هر دو رکعت به یک سلام) که در هر رکعت، «حمد» و «سوره» بخوانیم و هنگامی که نمازها به پایان رسید، هر یک از سوره های «حمد»، «توحید» و «معوّذتین» (فلق و ناس) را چهار مرتبه بخوانیم، آن گاه چهار مرتبه گفته شود: «لا اِلـهَ اِلاَّ اللهُ واللهُ اَکْبَرُ، وَسُبْحانَ اللهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ، وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ»؛ و چهار مرتبه: «اَللهُ اَللهُ رَبِّی لا اُشْرِکُ بِهِ شَیْئاً» و چهار مرتبـه: «لا اُشْرِکُ بِرَبّی اَحَـداً».

12 رکعت نماز دیگر، شیخ طوسی از «حسین بن روح» روایت کرده است که در این روز 12 رکعت نماز به جا می آوری و در هر رکعت «حمد» و هر سوره ای که خواستی می خوانی و پس از هر دو رکعت و سلام نماز، می خوانی: «اَلْحَمْدُ للهِ الَّذی لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً، وَلَمْ یَکُنْ لَهُ شَریکٌ فی الْمُلْکِ، وَلَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیٌّ مِنَ الذُّلِّ، وَکَبِّرْهُ تَکْبیراً، یا عُدَّتی فی مُدَّتی یا وَلیّی فی نِعْمَتی، یا غِیاثی فی رَغْبَتی،یا نَجاحی فی حاجَتی یاحافِظی فی غَیْبَتی، یا کافِیَّ (کافِیَ) فی وَحْدَتی، یا اُنْسی فی وَحْشَتی اَنْتَ السّاتِرُ عَوْرَتی فَلَکَ الْحَمْدُ، وَاَنْتَ الْمُقیلُ عَثْرَتی فَلَکَ الْحَمْدُ وَاَنْتَ الْمُنْعِشُ صَرْعَتی فَلَکَ الْحَمْدُ،صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَاسْتُرْ عَوْرَتی، وَآمِنْ رَوْعَتی، وَاَقِلْنی عَثْرَتی، وَاصْفَحْ عَنْ جُرْمی، وَتَجاوَزْ عَنْ سَیِّئاتی فی اَصْحابِ الْجَنَّةِ، وَعْدَ الصِّدْقِ الَّذی کانُوا یُوعَدُونَ».

وقتی که نماز و دعا پایان یافت، هر یک از سوره های «حمد»، «اخلاص»، «معوّذتین»، «کافرون»، «قدر» و «آیة الکرسی» را هفت مرتبه می خوانی، سپس هفت بار می گویی: «لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ واللهُ اَکْبَرُ، وَسُبْحانَ اللهِ وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللهِ» و آنگاه هفت مرتبه می گویی: «اَللهُ اَللهُ رَبِّی لا اُشْرِکُ بِهِ شَیْئاً»، پس از آن، هرچه از خدا می خواهی طلب کن.

دعایی است که وقتی امام موسی بن جعفر(ع) را در روز 27 رجب سال 179 هجری از مدینه به سوی بغداد حرکت دادند، آن را خواند: «یا مَنْ اَمَرَ بِالْعَفْوِ وَالتَّجاوُزِ، وَ ضَمَّنَ نَفْسَهُ الْعَفْوَ وَالتَّجاوُزَ، یا مَنْ عَفی وَتَجاوَزَ، اُعْفُ عَنّی وَتَجاوَزْ یا کَریمُ، اَللّـهُمَّ وَقَدْ اَکْدَی الطَّلَبُ، وَاَعْیَتِ الْحیلَةُ وَالْمَذْهَبُ، وَدَرَسَتِ الاْمالُ، وَانْقَطَعَ الرَّجآءُ اِلاَّ مِنْکَ، وَحْدَکَ لا شَریکَ لَکَ ...».(فارس)



موضوعات مرتبط: مناسبت ها
[ پنج شنبه 16 خرداد 1392 ] [ 5:33 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

سوگ نامه

 قالَ امام موسی بن جعفر (ع):



  • حضرت امام کاظم (ع) در ضمن حدیثى که از رحلت خویش خبر مى‏داد،
  • فرمود: چیزى از خاک قبر من برندارید تا به آن تبرک جویید؛ چرا که خوردن
  • هر خاکى جز تربت جدم حسین (ع) بر ما حرام است، خداى متعال تنها تربت
  • کربلا را براى شیعیان و دوستان ما شفا قرار داده است.

منبع : جامع الاحادیث الشیعه، ج 12، ص 533.



ایام شهادت امام موسی بن جعفر علیه السلام

بر شیعیان ورهپویانش تسلیت باد



 



موضوعات مرتبط: مناسبت ها
[ سه شنبه 14 خرداد 1392 ] [ 6:16 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

130رحب ولادت یگانه مرد تاریخ

 



موضوعات مرتبط: مناسبت ها
[ پنج شنبه 2 خرداد 1392 ] [ 4:16 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

روز معلم برفعالان عرصه‌ی عشق و علم و عمل و ایمان مبارکباد

 بر لب من، نشانده چون،زمزمه‌ات خدای را

عشق خدای حک کند،در دلم این نوای را:

 
((درس معلم ار بود ،زمزمه‌ی محبتی...
جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را))


یاد-توداده‌ای -به من ،معنی((دوست داشتن))
درعمل از تو دیده‌ام ،دوستی و وفای را

 
گاهی اگر کلاس را ،ریخته‌ام بهم ،ببخش
تاکه خداببخشدم ،برتو چنین جفای را

 
مثل طبیب هستی و علم و عمل دوای تو
عشق دواکند دل خسته و مبتلای را

 
درهنر معلمی،کار تو کیمیاگری‌ست
عرض درود باشدت هرهنرآشنای را




موضوعات مرتبط: مناسبت ها
[ سه شنبه 17 ارديبهشت 1392 ] [ 6:29 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

روز زن مبارک



موضوعات مرتبط: مناسبت ها
[ پنج شنبه 12 ارديبهشت 1392 ] [ 7:18 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

السلام علیک یا ام العباس یا ام البنین سلام الله علیها



موضوعات مرتبط: مناسبت ها
[ چهار شنبه 4 ارديبهشت 1392 ] [ 11:23 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

به یاد یاس کبود



موضوعات مرتبط: مناسبت ها
[ چهار شنبه 21 فروردين 1387 ] [ 7:5 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]

عیدانه

 

 



موضوعات مرتبط: مناسبت ها
[ سه شنبه 29 اسفند 1391 ] [ 11:15 بعد از ظهر ] [ حسن نارنج پور ]
[ ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 13 صفحه بعد